خودتان می دانید ( حالا چه طور می دانید و از کجا می دانید زیاد به ما ربطی ندارد) که اخیرا در شهر خرم آباد پدیده ای راه افتاده است به نام « نهضت آسفالت »
الف - اسمش خیلی قشنگ است.
ب- ما جمعی از اهالی خیابان اصلی در همین جا تشکر خود را اعلام می داریم - جمعی از اهالی خیابان اصلی
پ - روله مِه هَم پنج کِلاس نِضَت هَنمَ. اَوِ خیر الان تا بیس خو میشمارِم اما دِرو سی چی دِما بیس دَبه لَل نی سِم. اَ نوم خومِن هم به لَلِم بَنی سِم اِ... - یک سولماز بیست و چندساله
ت- ما کی باشیم که نظر بدهیم - نظر یک مبلمان شهری
ث- در حال حاضر آسفالت معابر سطح شهر خرم آباد به یک مطالبه مردمی تبدیل شده است - یک شهردار
ج- فقط آسفالت فقط؟ - جمعی از مطالبات که نخواستند نامشان فاش شود اما اسامی شان محفوظ است.
چ - همین؟
ح - فرهنگسرای نیاوران را خبرداری؟ - بله
خ- آقا این موضوع چه ربطی به نهضت دارد؟ - یک پرتقال فروش
د- دارد پدر من خیلی خوب هم دارد مثلا می توانستیم عکس های زیادی از خیابان های شهر را در آن جا به نمایش بگذاریم تا پایتخت نشینان همچین کیف کنند تا خوشی هایی که خوش هایی که دارد می زند زیر دلشان را ول کنند و بیایند پیش خودمان نه؟
ذ- موافقم
: جدا موافقی؟
- بله چرا که نه !
: ما چه قدر با هم تفاهم داریم
- بزن قَدِش
: بی جنبه
ر- افزایش 500 درصدی قیمت من از عوامل خدمت نرسانی از سال هزار و سی صد و یک تا حالِ حاضر به مردم بوده است من با جان و دل می پذیرم. کجا را باید انگشت بزنم؟ - نظر یک جسم سیاه موسوم به قیر
ز- جدی؟
ژ- اِاِاِاِ دَ یَه مَنَه که پُز نِضَتو وِ مِه بِئیتو– یکی از اهالی محل که نامش را اعلام نکرد.
س- ما فقط یک کلمه گفتیم « نهضت آسفالت» صد و بیست نفر آمدند و این جا نظرشان را اعلام کردند لااقل می گذاشتید که جمله مان به طور کامل منعقد می شد بعد می پریدید وسط گفتار - یک راوی
توسط حضار : [ سکوت ]
و هدف آن طرح ضربتی بهسازی و آسفالت معابر شهری خرم آباد و زیبا سازی شهر و تامین رفاه شهروندان می باشد.
1- در حال حاضر زحماتو تلاش های کارکنان شهرداری در خدمت رسانی به مردم با قدرت در حال انجام است - نظر یک شهردار
2- اَاَاَاَ نِضُت ... بیل تا خو سیت تَریف بَکِم ... کِلاس اِوَلِن تموم نَکِردیمونی رَتیم کِلاس دو دِماش کِلاس سه اَ.. اوسه ... - یک سولماز بیست و جندساله
3- سوژه هایت نخ نما شده است دیگه برادر، چیه هی شهر و شهرنشینی و آلودگی و خیابان و بیکاری و کوفت و زهرمار! یه کم خلاقیت داشته باش، یه کم نوع آوری، یه کم جسارت ، مگه موضوع قحطیه واقعا! جداه! حقیقتا! - یک ضمیرناخودآگاه
4- ما جمع بی شماری از درختان پارسال غرس شده بین فرودگاه و پمپ بنزین ماسور اعلام می داریم که در چندماه گذشته حتی دریغ از یک جرعه آب اگر نوشیده باشیم حتی - جمعی از درختان
5- [ سکوت] - یک میدان شقایق که نمی خواست حرف بزند و اصرار داشت که خیلی وقت است که حرفی برای گفتن ندارد.
6- دو چَشکی دِ آسفالت هَم موئه - یک خیابان که نیم آسفالت شده اش به نیم بدون آسفالتش پُز می داد.
7- تشکر جمعی از شهروندان از جمعی دیگر - یک شهروند خاص
8- کوپن قند شکر روغن برنج باطل شده باطل نشده خریداریم . جوجه رنگ شده قرمز سبز زرد آبی - یک فردوسی که درست است به این نوع تجارت پشت کرده است اما نیت کرده است که حتما به زودی یک بیزنسمن خواهد شد.
: خودش گفت؟
- نه از چِشاش معلومه
: یخ !
9- همه چی آرومه تو چه قدر خوشبختی؟
: من خیلی تو چی ؟
- منم خیلی
: وای ما چه قدر باهم تفاهم داریم
- خداشفا بده
10 - گزینه دهم در مقابل تمام اصرارها اعلام کرد: چرا نوبت رعایت نشده و آخرین گزینه به وی رسیده است و زیر لب غُر و لُند کرد یعنی حتی بعد از سولماز! من (راوی) برایش توضیح دادم که پدرجان خوب شما توی نوبت بندی آخر شده ای و تازه آخر بودن همچین بد هم میست، آخری می تواند بزند زیر تمام حرف های گزینه قبل تر و مرد و مردانه حرفش را بزند اما گزینه دهم خیلی دور شده بود خیلی دور، صدایش زدم پدرجان با شما بودم ها ، تمام پنج انگشت دست راستش را به شکل اُریب به طرف من نشانه گرفت و گفت از تو یکی توقع نداشتم!
تصورات دور از دسترس
1- حتم دارم 99 درصدتان می گوئید بدون پرانتز خیلی خوب است. از آن همه پرانتز هفته های گذشته سرگیجه می گرفتیم.
2- و 99 درصد دیگرتان دارید فحش می دهید که این جواب کار خوب و عمرانی نهضت آسفالت است.
3- و 99 درصد دیگر هم اذعان دارید که ارزش خواندن ندارد و راقم این سطور خیلی مزخرف است
4- و 99 درصد باقی مانده هم تصورتان بر این است که دوربین مخفیه؟ حالا دوربینتون کجاست؟ آها بله بله دیدم. دوربینتون دست دومه؟ - نه تازه خریدیم : اما خیلی کهنه است؟ - نه بابا نو نوئه : چند خریدین؟ - یک : گرونه برین پس بدین من با هفتصد براتون بهتر از این رو می خرم - واقعا؟
منتشر شده در شماره ی 70 هفته نامه افلاک لرستان - 17 مردادماه 1390